القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )

215

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )

« زنان از زائيدن فرزندى مانند على عاجزند و اگر على نبود عمر هلاك مىشد بار الها مرا در مشكلى باقى مگذار كه على نبوده باشد . موفق با ذكر سند از سعيد ابن مسيب نقل كرده كه گفت شنيدم كه عمر مىگفت بار خداوندا مرا در مشكلى نگذار كه على در آنجا نبوده باشد . مسأله ركابيه روايت شده كه مردى يهودى هنگامى كه على عليه السلام پا بر ركاب نهاد كه سوار شود از او سؤال كرد : « اين چه عددى است كه داراى نه كسر است . نصف ثلث ، ربع ، خمس ، سدس ، سبع ، ثمن و تسع و عشر و در عين حال تمام آنها عدد صحيح باشند . آن حضرت فورا بدون مكث فرمود : « اضرب ايّام اسبوعك فى ايام سنتك فما حصل فهو مقصودك » روزهاى هفته‌ات را در روزهاى سالت ضرب كن حاصل به دست آمده همان عدد مقصود تو است . » يهودى ساكت شد . اين مسأله را مسأله ركابيه ناميده‌اند . احمد در مسند با ذكر سند از امام صادق عليه السلام نقل كرد كه فرمودند : « على عليه السلام در خصوص مرافعه سه نفر قضاوت كرد كه متهم به عمل منافى عفت با يك مؤنث « در طهر واحدى » بودند اين عمل در دوران جاهليت واقع شده بود على عليه السلام بين آنان براى تعيين اينكه فرزند از كداميك آنان است قرعه كشيد ابتداء « ديه مولود » را بر 3 قسم كرد زيرا در نسب مولود اشتباه مىكردند گويا بچه را هنگامى كه متولد شده بود كشته بودند يك ثلث ديه را بر ذمه آن شخص قرار داد كه قرعه به نام او اصابت كرد و دو ثلث ديه را بر ذمه آن دو نفر ديگر و ديه را به مادر بچه رد كرد . رسول خدا چنان خنديد كه دندانهاى مباركش نمايان شد و فرمودند : « ما اعلم فيها شيئا الّا ما قضى على » من در اين مسأله جز آنچه على حكم كرد چيزى نمىدانم .